تبلیغات
سید جواد ذاکر - یک اربعین گریه کردم ارباب
برای ورود به چت روم این جا کلیک کنید
مرتبه
تاریخ : جمعه 22 آذر 1392

یک اربعین برای غمت گریه کرده ام

بی وقفه پای هر علمت گریه کرده ام

در آرزوی آن حرمت گریه کرده ام

با شعر های محتشمت گریه کرده ام

من گریه کرده ام که تو را سر بریده اند

ققنوس شهر عشق مرا پر بریده اند

مقتل گرفته ام که بخوانم امان بده

آتش گرفت دست و زبانم، امان بده

خون می چکد ز دیده جانم، امان بده

تا کی درین خطوط بمانم، امان بده

وقتی لهوف پیش رخم مات می شود

این بندها مقطع الابیات می شود

این بیت های خسته ی افتاده از فرس

این ناله های ساکت محبوس در نفس

بر نیزه رفته اند در این قوم بوالهوس

در کاروان بی کس افتاده در قفس

در کاروان درد که سالار زینب است

آری از این به بعد علمدار زینب است

یک اربعین حدیث تو را گفت خواهرت

در زیر سایبان سرت خفت خواهرت

در باغ های یخ زده نشکفت خواهرت

تا خیزران رسید براشفت خواهرت

من گریه می کنم که غمت را کرانه نیست

این واژه های غرق به خون شاعرانه نیست

این شاعرانه گیست؟ که سر روی نی نشست

این شاعرانه گیست؟ سری پای نی شکست

این شاعرانه گیست؟ که بند دلی گسست

این شاعرانه گیست؟ که گهواره خالی است

این شاعرانه نیست که در شهر کافران

زینب رسیده خسته نفس بی برادران

حالا خرابه منزل و ماوای عشق شد

زنجیر غم به گردن و در پای عشق شد

هر چند خشت کهنه متکای عشق شد

دنیای جهل محو رجزهای عشق شد

نقاش کربلا قلم داغ می زند

نقش بهار بر ورق باغ می زند

سید حسن رستگار



ارسال توسط کلب الحسین
آرشیو مطالب
نظر سنجی
محبوب ترین مداح ایران کدام است











صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
طراح قالب

پایگاه جامع هیئتی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ