تبلیغات
سید جواد ذاکر - سلطان علی اکبر
برای ورود به چت روم این جا کلیک کنید
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 آذر 1392

ای نازنین من لب خود را تکان بده

پلکی بزن به جان منِ خسته جان بده

بابا بگو کجای تنت درد می کند

آری به من توان خودت را نشان بده

از من بگیر داغ خودت را نهال من

با خنده ات رمق به من باغبان بده

این خاک ها که بستر نرم تو نیستند

برخیز و تکیه ای تو بر این آسمان بده

این خنده ها و هلهله ها را نگاه کن

بابا جواب خنده ی نامردمان بده

یک بار دیگر از نفس حیدری خود

بر دشمنت شراره آتشفشان بده

برخیز و باز مثل پیمبر سخن بگو

برکام خشک و خسته بابا زبان بده

یا مثل فاطمه دوقدم بال و پر بزن

یا یک تکان به ابروی مثل کمان بده

بیرون کشیده ام ز دهان تو لخته خون

برخیز و باز بهر نمازم اذان بده

پروانه وار سیر تو ای شمع می کنم

دارم تو را میان عبا جمع می کنم

بابا ببین که لشکر دشمن چه می کند

این خنده ها به جانِ دل من چه می کند

پرپرمزن مرو پدرت را رها مکن

با من چنین زداغ تو گفتن چه می کند

ای سرو راست قامت من در خزان مشو

این درد با تمامی گلشن چه می کند

برخیز و بین که عمه به میدان دویده است

ناموس حق میانه دشمن چه می کند

بابا چگونه بین عبایم تو جا شدی؟

جای هزار ضربه بر این تن چه می کند؟

آهسته می برندبه هنگام بردنت

میترسم اینکه باز به هم ریزد این تنت

من می شمارمت به حرم باز هم کمی

چشم من است تار علی یا تو مبهمی

این زخم بی حساب که در جان من شده

درمان نمی شود به دوا یا به مرهمی

بابا بگو که با چه سلاحی تورا زدند

که اینچنین میدانه میدان تو درهمی

ای مصحف ورق ورق و واژه واژه ام

چون گیسوی سپید پدر نامنظمی

اُف بر تمام عالم خاکی پس از توباد

ایوب جان دهد به مصاف چنین غمی

ای یوسف قبیله چه کردند گرگها

با تو فقط به خاطر دینار و درهمی

پیغمبرِدوباره -تو اعجاز ساز کن

چشمی برای این پدر خسته باز کن



ارسال توسط کلب الحسین
آرشیو مطالب
نظر سنجی
محبوب ترین مداح ایران کدام است











صفحات جانبی
دوستان
پیوند های روزانه
طراح قالب

پایگاه جامع هیئتی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ